شرمينشرمين، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

شرمین کوچولو

دخمل ددری مامان

1391/2/19 19:13
نویسنده : مامان لیلا
1,026 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوست جونا

از بس آپم طولانی شد که دیگه روم نمیشه این دور و برها آفتابی بشم

عید امسال دومین عید شرمین کوچولو بود

من ساعت تحویل سال رو اشتباه فکر میکردم و به خیالم نه و ربع بود

حالا این عدد رو از کجا آورده بودم معلوم نیست !   

                                              niniweblog.com

بابا بهرام صبح زود واسه یه مریض اورژانسی رفته بود بیمارستان

پنج دقیقه به لحظه تحویل واقعی سال برگشت خونه و هی میگفت

بلند شین سال داره تحویل میشه    niniweblog.com

منم که تنبل و خوشخواب اصرار داشتم نیم ساعت مونده که بابا بهرام

تلویزیون رو روشن کرد و دیدم ای واااااااااااااااااااااااااااااااااااای

سریع شرمین کوچولو رو بغل کردم و بردم گذاشتم رو میز هفت سین

خدا رو شکر از شب پیش آماده کرده بودم

بعد بدو بدو رفتم لباس عوض کنم موقع برگشتن در حال دویدن سال

تحویل شد !!!     

                                    niniweblog.com

چند تا عکس انداختیم و بعد که داشتیم عکسها رو نگاه میکردیم

متوجه شدم که ای دل غافل سر سفره نه سبزه رو گذاشته بودم

نه شمع ها رو روشن کرده بودم نه سیب بود !

خلاصه اینم از جریان عید امسال با شرمین کوچولو

دو هفته بعد من و بابا بهرام و شرمین کوچولو و مادر جون رفتیم همدان

niniweblog.com

این دومین سفر شرمین کوچولو بود کلی خوش گذشت

سر مزار بابا طاهر که رفته بودیم داشتم شعرهای روی دیوار رو میخوندم

حواسم نبود افتادم رو مزار اون خدا بیامرز !

هم کلی ضایع شدم هم اون خدا بیامرز تنش تو قبر لرزید !   niniweblog.com

شرمین کوچولو تو سفر کلی همکاری کرد و اصلا اذیتمون نکرد niniweblog.com

شرمین کوچولو حسابی ددری شده ٢٤ ساعت شبانه روز رو میخواد

ددر باشه . گاهی به حیاط هم رضایت میده به شرطی که پیشی توش

باشه !!  

niniweblog.com

تمام غنچه های رز و مینیاتوری رو کنده !!     niniweblog.com

عاشق آب بازیه

الانم که دارم تایپ میکنم رفته پشت پنجره یه پیشی دیده داره داد میزنی

پیشیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان آتین
20 اردیبهشت 91 13:26
سلام عزیزممممممم چه عجب!!!!!!! چه بامزه بوده جریان تحویل سالتون این دخمل عشق پیشی رو هم از طرف من ببوس راستی نمی دونم دقیقا" کجاست اما فکر کنم طرفای شهرستان گهواره بود
مامان جون
27 اردیبهشت 91 19:07
سلام مامانی می گفتنی یه گاوی یا گوسفندی براتون می کشتیم راستی نمی خوای عکس دخمل تو بزاری
nader
16 خرداد 91 9:37
سلام خیلی وبلاگ قشنگی برا شرمین جون درست کردی انشالله زنده و سرحال در کنار مامان بابا باشه برا خودت و خودش بهترینها را ارزو می کنم
sarbaz kocholoo
1 تیر 91 9:28
سلام مامان جون و سلام شرمین نازنازی جون خوبین؟ بابایی خوبه؟ من هم مثه شما نبودم یعنی راستکی رفتم سربازی و الان اومدم مرخصی و می تونم لاگ شمارو ببینم - دلم برا همه نی نی وبلاگیه تنگ شده -- دوستتون دارم -- زنده باشید و بای
sarbaz kocholoo
18 تیر 91 20:59
سلام به شرمین کوچولو و مامانه خوبش من باز اومدم مرخصی ولی شما که آپ نکردین فکر کنم حسابی ددری شدینا هههه مامانی اینجارو آپ کن دیگه - فرداروز این شرمین بزرگ میشه - خانوم میشه - ایشالله اون وقت شاکی میشه که آپ نمی کردیناااا حالا از من گفتن بود دیگه خود دانید مامانجون بای تا دوباره بیام موفق و شاد و خوشحال ناز و گوگولی باشین همه تون